ای درد من درمان من، ای روح و ای ریحان من در این سرای بی کسی، آتش مزن بر جان من روشن کنی این خانه را ، روحی دمی کاشانه را با چشم زیبایت نگر، اندوه صاحب خانه را من یار میخواهم تو را، غمخوار می خواهم تو را ای ماه رخشان نیمه شب، از کنج چشمانم در آ روشنگر جان منی، جانی و جانان منی مهر رخت افزون بود، ساز طرب خوان منی ای شور و شعر من بیا، جام می من مرحبا ای مستی میخانه ام، جامی دگر خود ده مرا تا مست گردم از رخت، آگه شوم بر ناگهت گردم غلام درگهت، تا خود بنوشانی منبع
درباره این سایت